خاک خرمشهر تن اسطوره های زیادی را در آغوش گرفته است
حواس ها سمت جنوب خیره مانده بود ،آزادی شهر ،خواب و خوراک همه را تصاحب می کرد ؛ مثل کسی که از بچه اش جدا شده باشد ،همه دل آشوب خرمشهر بودند ،چشم ها به پوتین ها دل بسته اند و امیدشان به دست های مهربان خدا بود. شهر سقوط کرده بود ،سربازها مردمان عادی [&h...