یکی از برنامه های که حدود دو دهه در ایران فعال شده و مورد استقبال قرار گرفته برنامه اورژانس اجتماعی است که در برنامه ششم توسعه موضوع فراگیر کردن آن مطرح شده و قرار است فردا نیز با حضور معاون اول رئیس جمهور و جمعی از مسئولان ۱۵۰ مرکز اورژانس در سراسر کشور افتتاح شود؛ به همین دلیل به سراغ موسس آن رفتیم تا گفتوگویی صمیمی در این رابطه داشته باشیم.
آنچه در پی می آید بخش هایی از این گفت و گوی صمیمی و صریح با سیدحسن موسوی چلک به عنوان موسس اورژانس اجتماعی و به عبارت بهتر پدر اورژانس اجتماعی در ایران است که در حال حاضر رئیس انجمن مددکاران اجتماعی و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور است:
*به عنوان اولین پرسش، اورژانس در چه سالی در کشور تاسیس شد؟
پاسخ: برنامه اورزانس اجتماعی در اردیبهشت ماه سال ۷۸ تدوین شد و در تاریخ ۲۲ و ۲۳ اردیبهشت همان سال در گردهمایی مسوولان امور آسیب دیدگان اجتماعی سراسر کشور مورد بررسی قرار گرفت و پس از تایید نهایی در کشور اجرایی شد.استان یزد اولین استانی بود که در هفته دولت آن سال مرکز اورژانس اجتماعی را راه اندازی کرد.اصفهان، بوشهر، مشهد، تهران و … استان های دیگری بودند که در همان سال اورژانس اجتماعی را راه اندازی کردند و می توانم بگویم که اورژانس اجتماعی ۱۹ سال سابقه فعالیت در ایران دارد.
*چه هدفی دنبال می شد؟
پاسخ: یکی از موضوعاتی که در همه جوامع وجود داشته و دارد آسیب های اجتماعی هستند که حکومت ها به شکل های مختلف برای کنترل آنها و ارائه خدمات به افراد اسیب دیده اجتماعی اقداماتی کردند.در کشور ما هم همین گونه است و در طول تاریخ تمهیدات مختلفی برای این موضوع اتخاذ شده است. یکی از این اقدامات تاسیس اورژانس اجتماعی در کشور است که تسهیل دسترسی به خدمات اجتماعی برای افراد در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی را فراهم می کند و کاهش پرونده های قضایی و انتظامی را نیز می تواند به دنبال داشته باشد و شناسایی آسیب های اجتماعی شایع و در حال شیوع و کانون های آسیب زا را هم عملی کند.
در واقع اورژانس اجتماعی برنامه ای است که هدفش پرشدن فاصله بین خانه تا کلانتری است و مرذم برای موضوعی سراغ پاسگاه و دادگاه نروند و پرونده قضایی نداشته باشند.
* آیا اورزانس اجتماعی از ابتدا به همین شکل طراحی شده بود؟
پاسخ: اورژانس اجتماعی در حال حاضر شامل چهار فعالیت مرکز مداخله در بحران فردی،خانوادگی و اجتماعی(مرکز مادر اورژانس اجتماعی)، پایگاه خدمات اجتماعی، خط تلفن اورژانس اجتماعی(۱۲۳) و خدمات سیار اورژانس اجتماعی است که در حال حاضر در تمام استان های کشور فعالیت دارد. البته همه فعالیت ها به شکل فعلی همزمان فعال نشدند.مرکزمداخله دربحران که مرکزمادر و اصلی اورژانس اجتماعی است در سال ۱۳۷۸یعنی ۱۹سال قبل در ابتدا در ۸ استان افتتاح شد و بعد گسترش پیدا کرد .از آن سال به بعد به مرور استانها نسبتا به راه اندازی این مراکز اقدام کردند که البته اورژانس در آن ساله ا اینگونه و تکمیل نبود.
خط تلفن اورژانس اجتماعی در ابتدا سه رقمی نبود.هر مرکزی که فعال می شد مردم با شماره آن مرکز تماس می گرفتند ولی به خاطر سپردن شماره ها سخت بود .در تهران این خط ۷ رقمی بود در شهرستان ها هم حداقل۵ رقمی و در نهایت در سال ۱۳۸۳ شماره تلفن سه رقمی۱۲۳ که در گذشته دور برای اورژانس پزشکی بود به اورژانس اجتماعی اختصاص پیدا کرد که با پیگیری های انجام شده ابتدا در مرکز مداخله در بحران فردی، خانوادگی و اجتماعی شهید نواب صفوی در تهران افتتاح شد. خدمات سیار اورژانس اجتماعی هم درگذشته به شکل فعلی که دارای خودروی یک شکل باشند، نبود.از همان سال ۱۳۷۸ از طریق خودرو های اداری یا آژانس ها پیگیری ها و مداخله در محل انجام می شد.یک مقطعی۵ خودروی ون اهدایی سازمان های بین المللی برای این کار در نظر گرفته شده بود و بعد در تهران مینی بوس برای این کار اختصاص پیدا کرد.در شهرستان ها هم نوع خودروها متفاوت بود. خودروهای موجود یک شکل با شناسه مشخص در ۲۵ خرداد ۱۳۸۷در تهران در محل نمایشگاه بین المللی تهران با ۵۰ خودرو افتتاح شد.
*اورژانس اجتماعی به چه کسانی خدمات می دهد؟
پاسخ: گروه های هدف اورژانس اجتماعی شامل خشونت دیدگان خانگی از قبیل کودکان آزار دیده، همسران آزار دیده ، سالمندان آزار دیده و معلولین آزار دیده ،افرادی که قصد خودکشی دارند یا اقدام به خودکشی کردهاند و خانواده آنان،دختران و پسران فراری از منزل ،زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی یا آسیب دیده اجتماعی ،زوجین متقاضی طلاق و افراد در معرض بحران طلاق ، کودکان خیابانی ،مبتلایان به اختلال هویت جنسی در معرض آسیب از جمله دریافت کنندگان خدمات اورژانس اجتماعی هستند که در آیین نامه دولت به آنها اشاره شده است.
*منظور کدام آیین نامه است؟
پاسخ:به منظور نهادینه شدن همکاری های بین بخشی سال ۸۷ و ۸۸ پیش نویس لایحه ایی را نوشتیم که بتواند پس از طی مراحل اداری تبدیل به قانون شود.ابتدای سال ۸۹ من از دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی رفتم و بعدا که در سال ۹۰ مسولیت دفتر امور آسیب های اجتماعی وزارت رفاه به من سپرده شد با همکاری بهزیستی پیش نویس آیین نامه ای را نوشتیم و به دولت ارسال کردیم. پس از بررسی های کارشناسی در کمیسیون اجتماعی و دولت، آیین نامه یک بار در ۲۶ شهریور سال ۹۱ با انجام اصلاحاتی در دولت به تصویب رسید .پس از انجام اصلاحات مجددا در خرداد ماه ۹۲ تصویب و ابلاغ شد.البته عنوان آیین نامه مصوب هیئت وزیران «فوریت های اجتماعی »است که چون دولت نمی تواند در مستندات از اصطلاحات لاتین استفاده کند فوریت جایگزین اورژانس شد که متاسفانه برخی از افراد همین را بهانه می کنند و تاریخ راه اندازی اورژانس اجتماعی را سال ۹۲ اعلام می کنند.در حالی که در موافقتنامه های بودجه، تشکیلات اداری مراکز، مصوبه راه اندازی خط تلفن اورژانس اجتماعی ۱۲۳ ( درسال ۱۳۸۳)و خدمات سیار و … گویای واقعیت تاریخ راه اندازی اورژانس اجتماعی است و نمی توان آن را تحریف کرد.
*یکی از مشکلات این برنامه ضعف هماهنگی بین بخشی است در حالی که به دلیل نوع وظایف این هماهنگی اجتناب ناپذیر است.آیا در این آیین نامه وظایفی برای دستگاه های مختلف پیش بینی شده است؟
بله. برای دستگاه های مختلف وظایف متعددی پیش بینی شده است.براساس ماده ۴ این آیین نامه به منظور کنترل و کاهش بحرانهای فردی، خانوادگی و اجتماعی از طریق ارایه خدمات به دریافت کنندگان خدمات اورژانس اجتماعی، دستگاههای اجرایی مانند وزارتخانه های بهداشت ، ارتباطات و فناوری اطلاعات ، دادگستری ، کشور، راه و شهرسازی ، رفاه و تعاون و… مکلفند ضمن هماهنگی با سازمان بهزیستی اقدامات لازم را انجام دهند.
همچنین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات وظیفه تجهیز شبکه اورزانس اجتماعی در کل کشور به تجهیزات مخابراتی از جمله راه اندازی خط تلفن فوریتهای اجتماعی (۱۲۳) و فرکانس خط بی سیم به صورت مکالمه رایگان ،ایجاد زیر ساخت لازم ( نرم افزاری وسخت افزاری) خط تلفن اورژانس اجتماعی ۱۲۳ در تمامی مناطق شهری و روستایی را بر عهده دارد و همچنین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز وظیفه ارائه خدمات درمانی فوری به دریافت کنندگان خدمات اورژانس اجتماعی ارجاع شده از مرکز و معرفی دریافت کنندگان خدمات اورژانس اجتماعی که برای دریافت سایر خدمات( غیر از خدمات موضوع این آیین نامه) به مراکز درمانی مراجعه میکنند به مرکز را برعهده خواهد داشت.
* همکاری قوه قضاییه خیلی ضروری و کلیدی باید باشد.آیا برای قوه قضاییه هم وظایفی پیش بینی شده است؟
پاسخ:با توجه به این که معمولا در آیین نامه های دولت نمی توان قوه قضاییه را مکلف به انجام کاری کرد لذا برای وزارت داگستری وظایفی پیش بینی شده است. وظیفه هماهنگی با قوه قضاییه به منظور انجام موارد زیر با رعایت قوانین و مقررات مربوط، صدور احکام قضایی لازم، حضور مددکاران اجتماعی مرکز در جلسات رسیدگیهای قضایی مربوط به دریافت کنندگان خدمات اورژانس اجتماعی، تعیین شعبههای ویژه در کلان شهرها و مراکز استانها یا قاضی مشخص برای رسیدگی به پروندههای ارجاعی از مرکز، ،حمایت از کارکنان مرکز در اقامه دعاوی ناشی از انجام وظایف قانونی در مقابل شاکیان از جمله این وظایف است.
*تکلیف شورای اجتماعی وزارت کشور یا استانداری چیست؟
پاسخ:وزارت کشور نیز در راستای تعیین تکلیف افراد خارجی فاقد مجوز اقامت، ارجاع شده از مرکز با قید فوریت و پذیرش آنها در مراکز مرتبط با اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی، تسهیل صدور شناسنامه و مدارک هویتی برای گروههای هدف فاقد مدارک با معرفی مرکز طبق قوانین و مقررات مربوط از طریق سازمان ثبت احوال کشور، هماهنگی با استانداریها جهت اولویت دادن به طرحهای مرتبط با آسیبهای اجتماعی در کارگروه فرهنگی، اجتماعی و شورای برنامه ریزی و توسعه استان ، ،تامین اعتبار مورد نیاز استانی از طریق شورای برنامه ریزی و توسعه استان،اتخاذ تدابیر لازم برای ایجاد هماهنگی بین خدمات اورژانسی فعال در کشور از جمله خطوط تلفن ۱۲۳-۱۱۵-۱۲۵-۱۱۰ ،بررسی عملکرد دستگاههای استانی مسئول از طریق کارگروه فرهنگی، اجتماعی و شورای برنامه ریزی و توسعه استان و ارایه نتایج آن به شورای یاد شده وظایفی دارد.
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز وظیفه توسعه اورژانس اجتماعی در شهرهای بالای ۵۰ هزار نفر جمعیت تا پایان سال ۹۲ و تشکیل جلسات با حضور نمایندگان تام الاختیار دستگاههای اجرایی همکار با هدف ایجاد هماهنگی ، سیاستگذاری و اقدامات راهبردی برای ارایه خدمات فوریتهای اجتماعی را بر عهده دارد .
وزارت راه و شهرسازی نیز وظیه دارد زمین مورد نیاز مراکز تابع به صورت رایگان با رعایت قوانین و مقررات مربوط را تامین کند.پایش و ارزشیابی فعالیت مراکز تابع ، تهیه گزارشات عملکرد دستگاههای مسئول و ارسال به وزارت هر ۶ ماه یکبار،استاندارد سازی خدمات و تجهیزات مراکز تابع،استفاده از ظرفیتهای شوراهای شهر و شهرداریها جهت اجرای این آیین نامه و … از جمله مواردی است که براساس این آیین نامه باید اجرایی شود.
*در خصوص نیروی انتظامی چطور؟
پاسخ: از جمله وظایف نیروی انتظامی نیز می توان به حمایت از کارکنان مرکز در مواردی که سلامت جسمانی و امنیت جانی آنها و یا دریافت کنندگان خدامت اورژانس اجتماعی در معرض خطر قرار میگیرند، ارجاع دریافت کنندگان خدمات اورژانس اجتماعی به مراکز اورژانس اجتماعی با رعایت قوانین و مقررات مربوط و همکاری لازم جهت استقرار خودروهای خدمات سیار خدمات اجتماعی در میادین شهرها از جمله وظایف نیروی انتظامی در خصوص اجرای لایحه اورژانس اجتماعی است.
*در برنامه ششم توسعه در خصوص گسترش اورژانس اجتماعی چه تاکیدی شده؟
پاسخ: بله.خوشبختانه در جزء ۳ بند «ب» ماده ۸۰ قانون برنامه ششم توسعه برای توسعه اورژانس اجتماعی آمده «توسعه مراکز اورژانس اجتماعی مطابق قوانین درشهر های بالای پنجاه هزار نفر تا پایان سال اول اجرای قانون و در سایر شهر ها به تناسب جمعیت و گسترش آسیب های اجتماعی».
این مصوبه فرصتی را فراهم کرده است تا علاوه بر شهر های قبلی که اورژانس اجتماعی راه اندازی شده بودند در ۱۴۰ شهر دیگر هم شاهد توسعه آن باشیم که می تواند محدودیت های زمانی و مکانی را برای ارائه خدمات تخصصی و بموقع به افراد در معرض اسیب و آسیب دیده اجتماعی بیش از پیش فراهم کند که قابل تقدیر است.
*انتظار شما از دولت چیست؟
پاسخ: در این راستا و با توجه به حاکمیتی بودن موضوع آسیب های اجتماعی و افرادی که از این برنامه خدمت می گیرند انتظار می رود دولت برای توسعه آن و ایجاد امنیت شغلی برای کارکنان آن از طریق استخدام و پیش بینی سختی کار همچون کارکنان اورژانس پزشکی و آتش نشانی و … اهتمام ویژه داشته باشد. تجهیزات و امکانات را فرهم کند.فراموش نکنیم که اورژانس اجتماعی توانسته فاصله بین خانه و کلانتری را پر کند تا برای هر موضوعی برای افراد پرونده قضایی تشکیل نشود که این کار به بازتوانی اجتماعی افراد بیشتر از ورود شان به دادگاه و پاسگاه و زندان کمک خواهد کرد.
* روند توسعه این برنامه را در کشور چگونه ارزیابی می کنید؟
پاسخ: با توجه به قدمت تقریبا ۲۰ ساله اورژانس اجتماعی خوب نبوده است.
*چرا؟
پاسخ: دلایل متعددی دارد از جمله غفلت از امور اجتماعی و آسیب های اجتماعی در کشور نهادینه شده بود و بطور کلی امور اجتماعی در حاشیه بود. درسه مقطع زمانی توسعه پیدا کرد.سال های ۷۵ و ۷۹ که در آن زمان همه استان ها(حداقل مراکز استان ها ) اورژانس اجتماعی را داشتند و دیگر توسعه ایی پیدا نکرد تا دی ماه سال ۸۵ که مجدد مسولیت دقتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور به من سپرده شده بود با حمایت رییس اسیق سازمان آقای فقیه، وزیر وقت رفاه اجنماعی، سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور، و … توانستیم درابتدا پایگاه های خدمات اجتماعی را فعال کنیم.این خلایی بود که وجود داشت وبعد در سال ۸۶ با همکاری حوزه های مرتبط مجددا توسعه کمی و کیفی اورژانس اجتماعی مد نظر قرار گرفت و از اعتبارات در اختیار وزارت رفاه برای توسعه آن برنامه ریزی شد و در دو سال گسترش پیدا کرده و به حدود ۱۵۰ شهر توسعه پیدا کرد، نیروی انسانی جدید جذب شدند.
مجدد در سال ۹۱ که مسولیت دفتر امور آسیب های اجتماعی وزارت رفاه را به عهده داشتم با حمایت معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری رییس جمهور برای خرید خودرو و توسعه این برنامه اقدام شد.دیگر این که نیروی انسانی امنیت شغلی ندارند، امکانات و تجهیزات خوبی ندارند، با گذشت این مدت هنوز فراگیر ، جامع، کافی و پایدار نشده است.دانشگاه ها فارغ التحصیلان کارآمد برای این حوزه تربیت نمی کنند، همکاری های بین بخشی ضعیف است، مردم شناخت کافی ندارند، و …سیاستگذاران فهم درستی از ماهیت آسیب های اجتماعی ندارند و بیشتر از جنبه امنیتی، قضایی و سیاسی و نظامی به آن نگاه می کنند و این یکی از بزرگترین مشکلات ما است.
*وضعیت اکنون اورژانس و آسیبهای اجتماعی را چطور می بینید؟
پاسخ: بعد از ورود مقام معظم رهبری در حوزه آسیب های اجتماعی همه مجبور شدند به آسیب های اجتماعی توجه کنند لذا بعد از تصویب قانون برنامه ششم توسعه که دولت موظف شد در سال اول برنامه در تمام شهر های بالای ۵۰ هزار نفر اورژانس را فعال کند، اقداماتی شد هم نفاظ قوت دارد و هم نقاط ضعف.
* شما هم درگیر این کار هستید؟
پاسخ: نه خیلی.
*مگر شما در سازمان مسوولیت ندارید؟
پاسخ:حدود ۲۴ سال است در این عرصه کار می کنم و خدا را شکر می کنم که کمک کرد تا الان هر کاری را که از دستم بر می آمد برای حوزه اجتماعی کشور انجام دادم.باز هم هر زمانی لازم باشد انجام می دهم.درست است الان در سازمان در بخش دیگری کار می کنم ولی به عنوان رییس انجن مددکاران اجتماعی ایران در حوزه اجتماعی در عرصه های سیاستگذاری اجتماعی، آموزش، پزوهش و … فعالیت دارم و تلاش می کنم از نقاط ضعف خودم و نقاط قوت دیگران برای تقویتدانش وتجربه ام استفاده کنم.اما اورژانس که باید بگویم درخانواده ام رشد کرد وبزرگ شد.چون همسرم هم از سال ۷۹ در همین بخش کار می کند اما در طی این سال ها بیش از من ایشان اذیت شد که همیشه شرمنده اش هست.در ادوار مختلف به عنوان رییس انجمن مددکاران اجتماعی نقدی به برنامه های سازمان داشتم که کاملا کارشناسی بود.به عنوان مثال تفکر پزشکی در این حوزه اثر بخش نیست و هر کسی باید سرجای خودش باشد.این نوع نقد ها موجب شد رییس سابق سازمان حتی بر علیه من به وزیر وقت نامه بنویسد.البته ترتیب اثر نمی دادند.اما همسرم را اذیت می کردند.یکسال هیچ کاری به ایشان ارجاع نمی داند .حتی نامه تبعید ایشان را به بهزیستی استان تهران صادر کردند.پست رییس گروهی اش را گرفتند.هنوز هم حقش را نمی دهند چون همسر من است و من مخالف حضور پزشکان در حوزه اجتماعی هستم. این نظر را الان هم دارم.این نظرم عین شایسته سالاری است و مخالفت با یک نفر خاص یا تخصص پزشکی نیست. که حرفه شریفی است و برای همه پزشکان ایران زمین احترام قایل هستم.برای همین هم همیشه باید تاوان پس بدهیم.البته ما به هم تعهد دادیم کارمان را انجام دهیم چون مددکار اجتماعی هستیم و مردم ایران را دوست داریم.پست های اداری می آید و می رود آنچه که می ماند کار خوب و اخلاق نیک است که آن را نباید از مردم دریغ کرد.
*نظر تان در خصوص واگذاری اورژانس اجتماعی به بخش خصوصی چیست؟
پاسخ: کاملا مخالف هستم. به غیر از پایگاه خدمات اجتماعی که به دلیل ماهیت وظایفش از همان ابتدای تاسیس بنا را بر غیر دولتی بودن گذاشتیم .بقیه بخش ها باید دولتی باشد به دلیل نوع مراجعه کنندگانی که دارد.
*حرف آخر
پاسخ: سپاس از همه کسانی که کمک کردند تا به امروز این برنامه به این نقطه برسد.مدیران و کارشناسان بهزیستی در ادوار مختلف، قوه قضاییه، وزارتخانه های رفاه، کشور، ناجا، اصحاب رسانه.کارشناسانی که چند ماه، چند ماه حقوق نمی گرفتند ولی به دلیل وظیفه شناسی در کار کوتاهی نکردند و اگر امروز پرچم اورژانس اجتماعی در کشور بالاست به خاطر همین ایثارها بود.کسانی که کتک خوردند، حبس شدند، بیمارستان بستری شدند، شبانه روز کار کردند با کمترین امکانات و توجه به آنان.ولی خدمت کردن به مردمی را که گاهی اوقات نزدیکترین کسان شان زخمی عمیق در دلشان ایجاد می کردند را فراموش نکردند.
به همه مخالفینم هم خدا قوت می گویم و جلوی همه شان سر تعظیم فرود می آورم و می گویم که دوست شان دارم.خاطرات تلخ و شیرین خیلی زیاد است که بصورت کتابی آماده چاپ شده است.یادم هست سال ۳۰ بهمن ۸۷ برای شرکت در همایش مشترک بهزیستی و نیروی استان مازندران و ارایه سخنرانی به ساری رفته بودم .برف شدید می آمد ولی شب ساعت ۱۲ رفتم و فردا عصر داشتم بر می گشتم.نزدیک فیروز کوه دیدم سه خودروی اورژانس اجتماعی دارند می روند.آخرین سری خودروهایی بودن که آماده سازی شده و توزیع شده بودند و می رفتند استان گلستان.ناخودآگاه خیلی گریه کردم.گریه ام برای این بود به این نتیجه رسده بودم که دیگر کسی نمی تواند این برنامه را تعطیل کند( مگر آسیب های اجتماعی صفر شود که حداقل در آن زمان مثل حالا قابل تصور و تحقق نیست و این آرزوی من ، شما و همه است که کاهش پیدا کند).نه به این دلیل که من موسس اش بودم بلکه به این دلیل که وجود این برنامه فرصت بازتوانی افراد در معرض اسیب و آسیب دیده اجتماعی را بیش از زندان فراهم می کند و افراد برچسب زندانی بودن را نمی خورند.همین و بس.